!!!!!
سلام به همه دوستان و بازدیدکننده های این وبلاگ.
مدتی بود که کمتر وقت میشد به وبلاگ سر بزنم، ولی تا حد امکان نظراتتون رو میخوندم .
زمان چقد سریع میگذره....
انگار همین دیروز بود که اومدیم ثبت نام کنیم.
الان ترم 10!!!!!!!
چه خاطراتی داشتیم. هم خوب بودن و هم بد.....
و فقط خاطره هاست که چه شیرین
و چه تلخ دست ناخورده به جا میماند...
از دوران علوم پایه وارد فیزیوپات و بعد استاژری و در بخش های مختلف.
یه ترم دیگه هم وارد اینترنی و بعد از اون هم حس خوب و البته ترس از مسئولیت.
مسئولیتی که در قبال جان آدم ها داریم.
یادمون باشه که درد یعنی چی و دردمند یعنی کی.یعنی یک نیازمند نا امید که با کلی رنج و زخم و عذابی که داره تحمل می کنه به ما رو آورده و به امیدبخشی دانش و دستامون و حرفامون امیدواره..
یادمون بمونه حتی نگاهمون به یک بیمار پیام آور شفا باشه.
یادمون باشه گاهی یک لبخند کافیه برای مرهم یک زخم شدن.
یادمون باشه بعد از این هفت خان٬هفت هزار مرحله پیش رو داریم و باید این مراحل رو طوری طی کنیم که شرمنده ی خدا و خلق خدا و خودمون نشیم.
بعد از این همه تلاش و رنج !!!و خستگی و بی خوابی و استرس
باید نتیجه بگیریم.نه؟
و چه نتیجه ای خوش تر از دیدن لبخندی سرشار از رضایت و آرامش و تحسین یک دردمند شفا یافته.
و رضایتی که ته دلت حس می کنی از انجام سهم و وظیفه ت و با هیچ لذتی عوضش نمی کنی.
بیایید همین امروز از خدای شافی بخوایم کمکمون کنه همونی بشیم که به خاطرش تا این جا همراهیمون کرده و وارد این راهمون کرد.
و دست و دلمونو به خودش بسپاریم تا آرامشی رو بهمون ببخشه که بتونیم به روح و جان های بیمار هدیه ش کنیم
شاگرد طب بايد آزاده دل و نيكو سرشت باشد